تبليغاتX

sara به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

زندگی نکن برای مردن-------بمیر برای زندگی کردن

کاش دلها آنقدر پاک و خالص بودند که دعا ها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می شد ...

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد ...

کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردن آن نیازی به شهامت نبود ...

 کاش مهتاب با کوچه های تاریک آشنا بود ...

 کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد ...

و ای کاش دوستی به قدری حرمت داشت که شکستنش به این زودی ها رخ نمیداد ...
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 18:5  توسط سارا | 

من تو شدم تو من شدی ، من تن شدم تو جان شدی 

                                         تا كس نگويد بعد از اين من ديگرم تو ديگری 

 آفاق ها گرديده ام ، بر مهرشان ورزيده ام

                                           بسيار خوبان ديده ام ، اما تو چیز دیگری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:57  توسط سارا | 

دل من دير زماني ست كه مي پندارد:
دوستي نيز گلي ست…مثل نيلوفر و ناز
ساقه ي ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگ دل است آنكه روا مي دارد جان اين ساقه ي نازك را دانسته بيازارد
در زميني كه ضمير من و توست
از نخستين ديدار ؛ هر سخن هر رفتار
دانه هايي ست كه مي افشانيم؛برگ و باري ست كه مي رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش مهر است
گر بدان گونه كه بايست به بار آيد
زندگي را به دل انگيزترين چهره بيارايد
آنچنان با تو درآميزد اين روح لطيف
كه تمناي وجودت همه او باشد و بس!
بي نيازت سازد از همه چيز و همه كس
زندگي گرمي دل هاي به هم پيوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
در ضميرت اگر اين گل ندميده است هنوز
عطر جان پرور عشق؛گر به صحراي نهادت نوزيده است هنوز
دانه ها را بايد از نو كاشت
آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان خرج مي بايد كرد
رنج مي بايد برد… دوست مي بايد داشت!
فريدون مشيري

تقدیم به زینب عزیزم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 16:51  توسط سارا | 

يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم / گر چه در خويش شكستيم صدايي نكنيم

خود بتازيم به هر درد كه از دوست رسد / بهر بهبود ولي فكر دوايي نكنيم

جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم / شكوه از غير خطا هست،خطايي نكنيم

ياور خويش بدانيم خدا ياران را / جز به ياران خدا دوست وفايي نكنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند / طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم

گر كه دلتنگ از اين فصل غريبانه شديم / تا بهاران نرسيده ست هوايي نكنيم

گله هرگز نبود شيوه ي دلسوختگان / با غم خويش بسازيم و شفايي نكنيم

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم / وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نكنيم

پر پروانه شكستن هنر انسان نيست / گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم

و به هنگام نيايش سر سجاده ي عشق / جز براي دل محبوب دعايي نكنيم

مهرباني صفت بارز عشاق خداست / يادمان باشد از اين كار ابايي نكنيم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 16:13  توسط سارا | 
 

تو را دوست میدارم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 16:9  توسط سارا | 

پنجره

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 16:0  توسط سارا | 
کاش می گفتی چیست؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 15:16  توسط سارا | 

 

                                          کاش اگر گاهی کمی لطف به هم می کردیم

                                          مختصر بود ولی

                                          ساده و پنهانی بود...

 

                            

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 18:23  توسط سارا | 

my dear

 remember that you are not a lone

 my thoughts and prays are always with you

 به یاد داشته باش که تو هیچ وقت تنها نیستی 

  فکر من و دعای من همیشه همراه توست

محبوب من

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 16:43  توسط سارا | 

در سکوتی مبهم و بی انتها

                            رهسپارم در مسیر جاده ها

در نگاهم گفتنی هایم بسوخت

                           میروم اما نمی دانم کجا؟؟؟

باتشکر از دوست عزیزم کیمیا

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 15:21  توسط سارا | 
 

کاش